ستایش من! مادر!
روزه کله کنجشگی بودی.
پخته ام ماکارونی برایت جانم
بلند شو نازنین ستایش ام مادر!
بی تو چطوری دم افطار
چای شیرین کنم؟
بلند شو خودت اینبار .
دیگه طاقتم نیست سوختم!
آخه این بچه من بیگناه است ،بیدار!
بیدارشید خواب زده های مست جاوید شاه
شاهتان کشت این همه کودک را
دختر و پسر دبستانی وطنم
ای بسوزد دشمن وطنم.
#میناب
✍ #میری/9 اسفند 1405/ماه مبارک رمضان
موضوعات: تاریخ, دلنوشته هایم, شهادت, داستان و روایت قلم من
[شنبه 1405-01-01] [ 04:32:00 ب.ظ ]