رولت روسی

” رولت روسی”

دیشب یک‌دفعه هیجان‌زده داد زدم، دیمونا را زدند! مادربزرگم گفت:《 دختر بیچاره!این روزها چقدر دخترهای مظلوم را کشتند! تا به امروز دویست و بیست تا کودک بی‌گناه را کشته‌اند این خون‌آشام‌ها !》
مادربزرگ اصلاً فرصت نمی‌داد که بگویم دیمونا دختر نیست یا فردو پسر نیست.این روزها تمام دردها و غصه‌هایش با یک تکواژ اوج می‌گیرد و تمام تحلیل های خبری را با آه و گریه میگوید.
بعد لحظاتی گفتم؛ دیمونا یک شهر از اسرائیل اشغالی است که امروز سلحشوران موشکی زدند و مادرجان چه‌ها کردند!! تمام ساختمانهای اصلی شان مورد هدف قرار دادند و تبدیل به خرابه شده است. اعلام کردند در پاسخ به حمله به تأسیسات هسته‌ای نطنز است.
یادتونه است می‌گفتیم انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.
لازمه زندگی در جهان آینده استفاده از انرژی هسته‌ای برای زیست بشر است.
آنها زیر ساخت‌های ما را در نطنز و فردو می‌زنند،موقع مذاکرات ماده و تبصره صلح را روی انرژی هسته‌ای و عدم غنی سازی و بهره بری ایرانیان بنا می‌کننداما؛ خودشان را ذی‌حق می‌دانند.
حالا مادرجان دیمونا یا فردو اسم دختر باشد یا پسر مهم نیست !
هسته‌ای مهم است !!
یک‌به‌یک در!
شهر دیمونا شهردارش گفته ما فرزندانمان را به مدرسه نمی‌فرستیم زیرا آن‌ها “رولت روسی” نیستند.
آقای شهردار! صدوشصت و هشت دانش آموز میناب ما را به خاک و خون کشیدید.کشتن یک نفر این بی‌گناهان برای دهها مانور حقوق بشر کافی بود.حالا برای یک قرن مظلومیت فرزندان ایرانی، بشر داستانها خواهد نوشت و مطالبه جهانی خواهد کرد.
دیگر اسرائیل جای امنی برای زیستن نیست دیگر خون صد و شصت و هشت طفل مظلوم میناب به خون‌خواهی از همه ظالمان دنیا به جوشش درآمده است.ما انتقام میگیریم.
انتقام انسانیت،انتقام کودکان اپسیتینی، کودکان مظلوم لبنان، انتقام کودک سه روزه ایرانی،کودک شش ماهه زیر آوارها.
فکر رولت روسی نیستید،فکر لانه‌ای برای فرار باشید.
اسرائیل باید از روی زمین محو شود.

✍#میری/3 فروردین 1405
​

موضوعات: قلم من, داستان و روایت قلم من
[پنجشنبه 1405-01-13] [ 10:45:00 ق.ظ ]