عمو جانم! گلم امّا گلابم را ززیر سم اسبها بو کن!

مولای من ! احلی من العسل از بوییدن تو ،شیرین شود

طعم بوی سیب، سحر! کنار باب السلام مست و شادت ات کند.

یبچارگی و حسین؟!!

هیهات!

تو قسم ات هم ، همه وصال است؛

دستهایت، میفشارد! حس میکنی؟

کجارا؟ گونه یا بازوان یا دستها را؟

ایندفعه قلب ام را!

یاس از بوی عبایت، حیرانِ لولاک لما خلقت الافلاک است

قلم ؟ نه!

بگو

قلب!

قلب!

قلب!

و ما ادراک قلب!

مهجه القلبی؛ …..

أحبک یا عشق! جعلت فداک یا پسر فاطمه؛ یا حسین.

موضوعات: تاریخ اهل بیت وفرزندانشان علیهم السلام, اخلاق وسیر وسلوک
[چهارشنبه 1404-04-18] [ 12:03:00 ب.ظ ]