گاهی فقط یه سلام تو شوق راه رفتن است
سرود حال درونم ، به یک سلام کردن است
به شوق انتظار تو
لابهلای کانتکت ها
نگاه به پروفایل تو
امید بودن است
چه کرده ای که تا به نام تو میرسم
صدای نبض درونم شنیدنی میشه
چه گشته است که خودم نمیدانم
ضربان قلبم شمردنی میشه
کجا چه خطا کرده ام که ذوق نگاه ات هست دنبالم
میان همزدن غذا و تدریس و خوانش با شوق ام
میان روضه به من گفته ای ،من هستم
سر اذان بیایی دست در دستم
کنار جانماز من بنشستی خیره به دو چشمانم
منتظر اشک تا لمس کنی قطره های شبنم نور و بگویی، من هستم
برای رنگ میان شقایق تو .
کنار تو تا ابد هستم
گاهی چه خوبها خوبتر میشود
و گاهی خوبترها وارونه میشود
ارغوان! اشک گهربار درون
شده لبریز کنار ساحل
ارغوان،سوز صلابخش نماز
نیمه شب رقص کنار تربت
دستهایت
یک نگاهت،ارمغان ثانیه ها
ارغوان،صبر زمین!
تو خلاصه شده ای در نقطه
نقطه نون کنار الف قامت تو
ارغوان لختی آرام بمان!
کرد"سوء تفاهم” کار را به تمام
قلب سرخ واداده،شد ارغوانی دائم
قبض شد ریتم دم و بسط شده اشک درون
ارغوان رفت با بی انصافی
سایه اش کرد خموش، صفای زبون
خنده کردم با گریه تموم عمر و
کس ندانست نغمه ناخوانده این سوز درون