گفته اند که ده روز محرم؛ راه اَسرع و اَدق وصلِ معشوق است.

*وصل شویدزودتر!!

همه دل برای تو بود یا حسین!
اما
زمینی!!
زغال شده بود ! و گاه خاکستر!
دیگر نوبت به زغالهای خاموش وجودم و تفت و باد زدنش نرسید!!
عاشورا شده بود!
داشت دیر دیر میشد
دیشب شهادتنامه عشاق امضاء شده بود!
وقت وقت لفاظی بود برای محبوب!
دلبری کنی میخردت اگر چه دیر آمده باشی!

بدتر از حرّ ام آقا!
راه بستم؟
دل زینب کبری را لرزاندم؟ سیاهی لشکر دشمن را زیاد کردم تا دل سکینه بلرزد؟
خوب چیم؟!!
بگو! بگو!
یک به یک عاشقانت دارند رقص خون می‌کنند.
بگذار برایت روی میدان بروم ،عزیز زهرا!
اصلا،صبر کن آقا! شعر تازه ات را بخوانم و اونوقت…!
مولای من ! بخوانم! یا دهر اف لک من ..

نخوان ای جان!
خودم خواندم تا شما نخوانید اش!
خودم ماندم تا شما بمانیدش!
اُف کجا بود از این دهر؟!!
دهر منم!
عشق منم!
اصلا معشوق منم!
مولای من….دخیلم! بپذیرم آخه !
دیگر نخوان….!
بگذار بگویم تا مست ات شوم ، بیخوداز رب و الهت شوم
بسم الحسین.
الرحمن الرحیم، حسین!
ذوالجلال و الاکرام حسین!
ای مهربان‌تر از پدر و مادرم ، حسین!
حسین..!
حسین…

#میری/ساعت ۸ /صبح عاشورا1404

موضوعات: اخلاق وسیر وسلوک, دلنوشته هایم
[چهارشنبه 1404-04-18] [ 11:56:00 ق.ظ ]